اخلاق، بخشش و ایثار؛ این واژهها در مکتبهای مختلف دنیا، تعابیر و معانی متفاوتی دارند.
از نگاه صرفاً عقلی و بشری، بخشش و ایثار شاید چندان منطقی به نظر نرسد؛ اینکه انسان از خواسته، آسایش و حتی منافع خودش برای دیگری بگذرد. اما اسلام به زیبایی، این مفاهیم را در روح انسان نهادینه میکند و به او میآموزد که ارزش انسان، تنها در آنچه برای خودش به دست میآورد نیست؛ گاهی در آن چیزی است که برای دیگری میبخشد و از آن میگذرد.
پیامبر اکرم(ص)، اسوه اخلاق و مهرورزی هستند؛ اسوهای که در دل جاهلیت زمان، جایگاه و ارزش زن را احیا کرد؛ در دورهای که زن کالا شمرده میشد و شخصیت و ارزش انسانی او نادیده گرفته میشد. دختران را زندهبهگور میکردند و جایگاه مادری ارزشی نداشت.
اسلام اما نگاهی متفاوت به زن دارد. زن را ریشه حیات خانواده و یکی از مهمترین ارکان تربیت نسل میداند. جامعهای که بر مبنای اسلام شکل میگیرد، میداند که ساختن یک جامعه سالم، از ساختن انسان آغاز میشود و ساختن انسان نیز از خانواده.
به همین دلیل، جایگاه زن فقط یک مسئله فردی نیست؛ وقتی جایگاه زن در خانواده تغییر کند، تربیت نسل بعد نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
امروز رسانهها و فضای مجازی گاهی اینگونه القا میکنند که خانهداری و تربیت درست کودک، اتلاف وقت است؛ اینکه طبق مد روز لباس پوشیدن، طبق مد روز آرایش کردن و اشتراک تمام لحظات خصوصی در شبکههای اجتماعی، نشانه ارزش و به قول امروزیها، مدرن و روشنفکر بودن است.تنها دغدغه اصلی من حفظ ظاهر و تبعیت از هر الگو و سبک زندگی که رسانه ها بگویند
اما مسئله فقط ظاهر زن نیست؛ مسئله، تغییری است که این نگاه میتواند در تعریف ما از ارزش و موفقیت ایجاد کند. وقتی زن، ارزش خود را فقط در ظاهر، شهرت و تأیید دیگران جستوجو کند، نقشهای عمیقتر او نیز کمرنگ میشوند.
یک زن در تاریخ، بسیار میتواند مؤثر باشد.
پس باید از خودمان بپرسیم: الگوهای دختران نسل جدید چه کسانی هستند؟ آیا ما الگوی کامل یک زن را برای این نسل، درست تبیین کردهایم؟
اگر الگوهای نسل جدید، خوانندهها و مدلهای زیبایی رسانه ها باشند، طبیعی است که بخشی از ذهن نوجوان و جوان، ارزش انسان را در شهرت و زیبایی ظاهری جستوجو کند. در حالی که الگوی یک زن کامل، فقط در زیبایی خلاصه نمیشود؛ بلکه در اخلاق، وفاداری، تعهد، مادری، همسری، ایثار و مسئولیتپذیری،.. معنا پیدا میکند.
این همان جایی است که تفاوت نگاه مادی با نگاه اسلامی خودش را نشان میدهد. در نگاه مادی، وقتی زیبایی، جوانی یا منفعت از بین برود، ممکن است بسیاری از تعهدها نیز بیمعنا شوند؛ اما در نگاه اسلام، انسان به خاطر انسان بودنش ارزشمند است و رابطه نیز بر پایه محبت، وفاداری، گذشت و مسئولیت شکل میگیرد.
بخشش پدر و مادر نسبت به فرزند، ایثار برای خانواده، تلاش پدری برای به دست آوردن روزی حلال و مادری که جوانی و عمر خود را صرف تربیت فرزندش میکند، همه نمونههایی از همان مفاهیمی هستند که اسلام به آنها معنا میدهد.
تجسم کنید اگر بخشش و از خودگذشتگی پدر و مادر نسبت به فرزندان، جای خود را به خودخواهی بدهد؛ دیگر چه معنایی دارد زن یا مردی عمر و جوانی خودش را صرف تربیت درست کودک کند؟ یا پدری شبانهروزی برای لقمه نان حلال تلاش کند؟
تعهد، صمیمیت و گذشت را کودک چگونه باید در اولین جامعه کوچک خود، یعنی خانواده، بیاموزد؟
خانواده اولین جایی است که کودک در آن معنای محبت، گذشت، مسئولیتپذیری و فداکاری را تجربه میکند. اگر این مفاهیم در خانواده شکل نگیرند، جامعه چگونه میتواند انسانهایی مسئول، فداکار و اخلاقمدار تربیت کند؟
بدون خانوادهای سالم و برخوردار از محبت و مسئولیت، کودک ممکن است فقط به یک سرمایه انسانی برای اقتصاد و جامعه تبدیل شود؛ شبیه کارخانهای که آدم تولید میکند، اما الزاماً انسان نمیسازد.
اسلام اما انسان را فقط برای تولید و مصرف نمیخواهد. اسلام میخواهد انسان، انسان بماند؛ انسانی که بتواند دوست بدارد، ببخشد، وفادار بماند، مسئولیت بپذیرد و در جایی که لازم است، از خود بگذرد.
در حقیقت، ارزشهایی مانند اخلاق، بخشش، ایثار، وفاداری و مسئولیتپذیری، زمانی از یک کلمه فراتر میروند که وارد زندگی انسان شوند؛ از رابطه زن و مرد گرفته تا رابطه پدر و مادر با فرزند.
و شاید یکی از مهمترین تفاوتهای نگاه اسلامی با نگاه صرفاً مادی همین باشد: اسلام فقط به ساختن یک زندگی زیبا در ظاهر فکر نمیکند؛ به ساختن انسانی فکر میکند که درونش نیز زیبا و انسانی باشد.



